Sunday, March 13, 2011

باز هم هزينه های به کارگيری نيروهای مصلحت گرا

به نظر نامبرده:

يکی از ايرادات وارده به افرادی که در حوزه سياسی ايران کار می کنند ، مصلحت گراييه. وجود اين کلمه و تفکر تو ايران ، يکی از تهديدهای جدی حساب میشه که تو طول تاريخ، صدمه های زيادی به ايران وارد کرده. کلمه ای که گاها افراد عادی از اون به حزب باد نام می برند و به اون می خندن. اما وجود اين صفت رو برای يک سياس لازم می دونن. اين تفکر کاملا يک تفکر خنده داره. کسی که به عنوان سياس داره فعاليت می کنه بايد يک هدف و يک منش خاصی رو انتخاب و تو همون مسير حرکت کنه و به همون نام و اعتقاد شناخته بشه. اگر کسی مصلحت انديش باشه، مطئنا مصلحت خودش رو تو سر لوحه قرار می ده و عملا نمی تونه نماينده يک دسته يا يک گروه باشه. چون به هر حال وجود اختيار مصلحت انديشی، عملا انجام هر کاری رو توجيه می کنه. تکيه و اعتماد به يک فرد مصلحت گرا، بالاخص تو حوزه های سياسی، دست آوردی جز شکست نداره. يک چنين فردی به عبارت ديگه مثل جاسوس دو جانبه عمل می کنه. در تعجبم چرا در اين دنيا، کسانی هستند که برای رسيدن به هدف خودشون از اينگونه افراد استفاده می کنند. طبعا انتظار پيروزی برای اون افراد، يک سراب محضه.
گاها گفته می شه که می شه از اين افراد به عنوان وسيله ای برای رسيدن به هدف استفاده کرد. استفاده از افراد برای رسيدن به هدف مطلوب تو دنيای سياست ، يه کار عاديه. اما ساختن يک قلعه روی يک تپه ماسه ای ، نتيجه ای جز خرابی نداره.  حالا اون قلعه هر قدر هم محکم باشه، هر لحظه تو خطر ريزشه. اگر اين قلعه تخريب نشه، هزينه های زيادی به همراه داره که هميشه بايستی پرداخت بشه. وای به روزی که اين هزينه ، جون آدمها باشه.
شما و نامبرده هم می تونه با يک سپاه ميليونی به يه گروه صد نفره غلبه کنه. اگه فردی بتونه با يه گروه صد نفره ، گروه ميليونی رو شکست بده، هنرمنده.
بعضا گفته می شه که انتخابی جز اين مورد نيست. اين يک تفکر بيماره. مادامی که آدم مجبوره بين بد و بدتر انتخاب کنه، در هر دو حالت يک فرد شکست خورده است. اين حالت نشاندهنده عدم بلوغ فکری اون آدمه. يا نبايد انتخاب کرد و يا يه انتخاب جديد ساخت. اگه اون آدم قادر نيست يه انتخاب جديد بسازه، بهتره که انتخاب نکنه.

No comments:

Post a Comment